پربیننده ها

آخرین اخبار

23. دى 1395 - 8:00   |   کد مطلب: 34073
نکته ای آموزنده از رهبر انقلاب/ هوشنگ نادری
باید از مقتدا آموخت
یک کارشناس مسائل سیاسی می‌گوید: رهبر انقلاب با رویه‌ای بزرگوارانه در اقامه‌ی نماز بر دوست و همسنگر سال‌های سخت مبارزه، طلب غفران الهي نمودند و با جايگزيني طلب عفو مكرر به ما اين درس مهم را دادند كه حق فردي از حقوق اجتماعي جداست و بخشش فردي به حوزه اجتماعي عموميت نمی‌یابد.

به گزارش آوای سیدجمال؛ هوشنگ نادری در تحلیلی زیبا به نکته ای آموزنده رهبر انقلاب در خصوص فرازی از اقامه نماز بر پيكر آقای هاشمی توسط ایشان پرداخته و نوشت: لازم است دين را درست بفهميم و صحيح عمل كنيم، براي بعضي اين سؤال پيش آمده كه درگذشتن از متوفي و بخشيدن او به‌صورت يك قاعده كلي است يا نياز است تا ما مباحث را از يكديگر تفكيك كنيم و خلط مباحث و صفر و صدي نگاه كردن به مسئله ما را به‌اشتباه خواهد انداخت؟

 

براي درك اين مطلب لازم است بدانيم، حيات اجتماعي انسان داراي ابعادي متفاوت است و براي هر بعدي حقوق ویژه‌ای به‌صورت مجزا تعريف شده است، حق‌الله، حق‌الناس و...

 

انسان ممكن الخطا در فراز و نشيب زندگي خود، به‌صورت غيرعمدي يا عمدي مرتكب اشتباهاتي می‌شود كه در اين ميان ناگزير حقي را از كسي ضايع می‌کند.

 

اسلام در اين موارد در وهله‌ی اول به خود فرد سفارش می‌کند كه توبه كند و از اسباب و لوازم پذيرش توبه هم، جبران حق تضييع شده است و رعايت حق‌الناس در اسلام بسيار سفارش شده است؛ پس بنابراین جبران حقوق فوت شده مخصوصاً" حق‌الناس از شرايط پذيرش توبه و شمول در غفران الهي است.

 

از جانب ديگر به ما سفارش شده تا اگر مسلماني از دنيا رفت چنانچه حقي از ما را از بين برده است، بخشش و گذشت از حق خود را در سرلوحه‌ی اعمال خود قرار دهيم و آنگاه با قلبي كه از مرده صاف شده است، خداوند را مخاطب قرار دهيم كه خدايا من نيازمند او را بخشيدم تو بر بخشش سزاوارتري پس از او درگذر...

 

تا اينجا حق خود را بخشیده‌ایم و از درگاه الهي نيز درخواست کرده‌ایم تا حق خود را نيز ببخشد و به‌صورت طبيعي مروت ايجاب می‌کند، پس از این پرونده اين بخش‌ها را نيز مختومه كنيم، زيرا به‌دوراز جوانمردي است كه حق بخشيده شده را مجدد ادعا كنيم.

 

اما مباحث ديگري وجود دارد كه در دايره بخشش فردي قرار نمی‌گیرد و آن مباحث را می‌توان جزو حقوق اجتماعي بشمار آورد، مثلاً" فردي سد عن سبيل الله كرده باشد، باعث تعطيلي حدود الهي شده باشد، فعل و كلام او امر تاسيسی از جانب او باعث انحراف جامعه اسلامي از صراط مستقيم شده باشد و...

 

درمجموع ارتكاب اين قبيل امور از جانب او باعث عدم رشد جامعه اسلامي يا انحراف بخشي از جامعه شده باشد، نوع اين تضييع حق نه مانند مثلاً ارتكاب به دزدي يا وارد كردن ضرب‌وجرح است كه جزو حقوق فردي به‌حساب می‌آید و نه نعوذبالله مانند زنا يا ترك نماز و... جزو حقوق الهي است، بلكه اين امور جزو حقوق اجتماعي است و شامل بخشش فردي نمی‌شود.

 

مثلاً" در نظر بگيريد خليفه دوم حكم الهي در مورد صيغه كه جزو حدود الهي بود را تعطيل كرد امیرالمؤمنین(ع) در همين زمينه می‌فرمایند: "لولا أنّ عمر نهى عن المتعة ما زنى إلاّ شقي" اگر عمر متعه را حرام نمی‌کرد هیچ‌کس زنا نمی‌کرد مگر شقي خوب اين ايجاد انحراف توسط آن فرد تأثیری تاريخي در جامعه بشري داشته است؛

 

پس جاي سؤال دارد كه بخشش از اين اقدام‌ها كه اثرات آن براي نسل‌هایی كه بعداً" خواهند آمد و قبل از تولد حقشان ضایع‌شده است، مگر تنها جزو حق افراد حاضر در زمان وقوع بوده است تا امكان بخشش داشته باشند و از حق خود بگذرند؟ پس ملاحظه می‌شود بخشش اين امور با اين توجيه كه سفارش به بخشش شده‌ایم قابل‌جمع نيست.

 

ملاك و معيار عمل ما سيره و رويه معصومين علیهم‌السلام است؛ وقتي به سيره معصومين علیهم‌السلام مراجعه می‌کنیم می‌بینیم كه در مبحث بخشش فردي هميشه پيشگام بوده‌اند ولي همين معصومين(ع) وقتي به حوزه حدود الهي و حقوق اجتماعي می‌رسند ذره‌ای از حق جامعه كوتاه نمی‌آیند و اين امر شامل زمان زندگي فرد يا بعد از مرگ او نمی‌شود.

 

براي مثال خوب است توجه كنيم به خطبه‌های امیرالمؤمنین(ع) در نهج‌البلاغه كه طي آن بارها اشتباهات خلفاي سه‌گانه را مطرح و جز به‌ جز تشريح می‌فرمایند و همین‌طور در مورد اشتباه طلحه و زبير باز شاهد همين رويه هستيم، نتيجه اينكه اين اشتباهات چون به انحرافات اجتماعي و تعطيلي حدود الهي برمی‌گردد و مسئله حق شخصي در ميان نبوده تا حضرت با مرگ آن‌ها از حق فردي خود گذشت فرمايند، بر بيان آن اصرار دارند تا اين تذكرات مانع تكرار آن اعمال گردد وگرنه چنانچه اين تلقي پيش بيايد كه افراد هر کاری خواستند بكنند نهايت امر قبل از دفن مسلمان‌ها همه را خواهند بخشيد، خود همين باور از اسباب تجري بر خطا و اشتباه است، كجاي اين امر با آموزه‌های ديني كه جامعه را به صلاح و صراط مستقيم می‌خواند هماهنگ است؟

 

امام المسلمين برابر روايات انسان تراز اسلام است و الگوي جامعه اسلامي ، حسب سفارش معصوم علیه‌السلام در زمان غيبت هم ملاك انتخاب ولي امر از سوي اهل خبره همين معيارهاي تراز است(امام حسن عسگری(ع): " فَأمّا مَن كانَ مِن الفُقَهاءِ صائنا لنفسِهِ حافِظا لِدينِهِ مُخالِفا على هَواهُ مُطِيعا لأمرِ مَولاهُ فلِلعَوامِّ أن يُقَلِّدُوهُ" در نتيجه نوع عمل ولي امر مورد ارزيابي میلیون‌ها انسان فعلي و نسل‌های آينده قرار می‌گیرد.

 

در مبحث اقامه نماز ميت بر پيكر آقاي هاشمي نيز از ساعت‌ها قبل ذهن جستجوگر بسياري به دنبال اين مسئله بود كه رهبري معظم با اين فراز از نماز كه می‌گوید: "اَللهُمَّ اِنّا لا نَعْلَمُ مِنْهُ اِلاّ خَيْراً" چه خواهند كرد؟ زيرا براي تبعيت از ولي امر قصد شركت داشتند و روش ايشان را ملاك عمل خود ميدانستند، به‌ویژه آنكه يقين داشتند رهبري در موضوعات متفاوت رويكرد و رويه آقاي هاشمي را قبول نداشتند؛

 

اما شاهد بودند حضرت آقا با رویه‌ای بزرگوارانه با اقامه‌ی نماز بر دوست و همسنگر سال‌های سخت مبارزه، طلب غفران الهي نمودند و با جايگزيني طلب عفو مكرر به ما اين درس مهم را دادند كه حق فردي از حقوق اجتماعي جداست و بخشش فردي به حوزه اجتماعي عموميت نمی‌یابد، زيرا "اكنون اين مبارز کهن‌سال در محضر الهي با پرونده‌ای مشحون از تلاش و فعاليت گوناگون قرار دارد و اين سرنوشت همه‌ی مسئولان جمهوري اسلامي است.

 

خداوندا همه‌ی ما را بيامرز و مشمول رحمت واسعه ات گردان

خداوندا نعمت ولايت را بر سرما تا ظهور حضرت حجه مستدام بدار

 

انتهای پیام/ن

دیدگاه شما

نقشه ماهواره ای اسدآباد
پیش بینی وضعیت هوای اسدآباد
https://telegram.me/Avaseyedjamal